حكيم قاينى
مقدمه 30
رسائل عرفانى وفلسفى حكيم قاينى
قاينى ، با توضيح احتمالاتى ، مطلب فوق را چنين تشريح مىكند : موجود بر دو قسم است : نفسانى و جسماني . و با توجه به تأثير هر يك از آنها در ديگرى چهار حالت به دست مىآيد : تأثير نفسانى در نفسانى ، تأثير نفسانى در جسماني ، تأثير جسماني در نفسانى ، تأثير جسماني در جسماني . وحى ، كرامات ، آيات ، معجزات ، الهامات ، منامات ، أنواع سحر و چشم زخم و أنواع نير نجات و طلسمات از اين چهار حالت بيرون نيست : وحى از تأثير نفسانى در نفسانى است ، چون حقيقت وحى القاء أمور عقلي به ذات آن نفسى است كه مستعد آن به امر خداوند باشد . آيات و معجزات يا از تأثير نفسانى در نفسانى و يا از تأثير نفسانى در جسماني است . دو قسم از معجزات از قبيل تأثير نفسانى در نفسانى ، و قسمتى از قبيل تأثير نفسانى در جسماني است . از آن جهت كه برخى از معجزات گونهاى است كه به علم وابسته است و مستعد آن را نيازى به تعليم نيست . و صور موجودات ، از مبدأ المبادى گرفته تا مواد اجسام و از آنجا تا عاليترين مراتب انسان كه عقل مستفاد است ، در آيينهء ضمير چنين نفسى جلوه مىكند ، چنان كه پيغمبر ما - صلى اللّه عليه و آله - فرمود : اوتيت جوامع الكلم . و خداوند به دو فرمود : وَ عَلَّمَكَ ما لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ . اگر چه پيغمبر اكرم - صلى اللّه عليه و آله - به ظاهر امّى بود ولى ايزد تعالى دربارهء أو گفت : يَكادُ زَيْتُها يُضِيءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ . از آن روى كه قوهء نفس مانند گوگرد است كه بيكبار از آتش فروغ گيرد و به آتش مستحيل گردد ، و آتش مانند عقل فعال است كه همهء كاينات به مقدار استعداد خود از آن فروغ گيرند . قاينى در ذيل آن از « نبى كامل و حكيم فاضل زرادشت » به نقل از كتاب زند سخنى را آورده كه زرتشت گفته است : « گيتى يكى است و به بنياد دو . و مينوى جهانى است روشن و پاكيزه كه روشنى فرا گيتى دهد ؛ و گيتى جهانى است تاريك و سياه كه از گردش و جنبش پديدار بود ؛ و خرّه روشنايى است كه از مينو فرا روان پاكان برسد و روان بدان درخشنده گردد و از خور تابندهتر شود ، و بخشنده و آفرينندهء آن ايزد باشد . و هر كسى